با تحولات سريع اقتصادهاي ملي و تعامل با اقتصاد جهاني و مطرح شدن پديدههايي همانند «جهاني شدن اقتصاد» و «فنآورياطلاعات» ، مباحث اساسي درخصوص راهكارهاي مختلف براي تسريع فرآيند رشد و توسعة پايدار و رفاهاقتصادي مطرح ميگردد. يكي از اين مباحث جديد، نقش كارآفرينان در اين فرآيند ميباشد. بهطور كلي «كارآفريني» از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگي حضور داشته و مبنايتحولات و پيشرفتهاي بشري بوده است. کارآفريني از اواخر قرن بيستم مورد توجه محافل آموزشي کشورهاي جهان قرار گرفته است. اين واژه اولين بار در تئوري هاي اقتصادي و توسط اقتصاد دانان ايجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوري هاي ساير رشته هاي علوم گرديده است. ليكن تعاريف زياد و متنوعي از آن در سير تاريخي و روند تكاملموضوع بيان شده است، كه برخي از اين تعاريف ارائه ميگردد:
۱- كارآفرين كسي است كه متعهد ميشود مخاطرههاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبلكند .
۲- کانتيلون که ابداع کننده واژه کارآفريني است، کارآفرين را فردي ريسک پذير دانسته که کالا را با قيمت معلوم خريداري و با قيمت نامعلوم مي فروشد. كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور ادغام آنها براي توليد محصولات قابل عرضه به بازار، ارائهميكند .
۳- سي کارآفرين را هماهنگ کننده و ترکيب کننده عوامل توليد مي داند اما ويژگي خاصي را براي او در نظر نمي گيرد (استونسون ، 1990، ص 17). به عبارت ديگر فردي بايد عوامل توليد (زمين، نيروي کار و سرمايه) را جهت توليد، تجارت يا ارائه خدمات ترکيب کند که به اين شخص "کارآفرين" و به کار او "کارآفريني" گفته مي شود (عابدي ، 1380 ، ص 19).
۴- كارآفريني پلي است بين جامعه به عنوان يك كل، به ويژه جنبههاي غيراقتصادي جامعه و موسساتانتفاعي تاسيس شده براي تمتع از مزيتهاي اقتصادي و ارضاء آرزوهاي اقتصادي.
۵- كارآفرين فردي است كه تخصص وي تصميمگيري عقلائي و منطقي درخصوص ايجاد هماهنگي در منابعكمياب ميباشد .
۶- كارآفريني به عنوان يك تسريعكننده، جرقة رشد و توسعة اقتصادي را فراهم ميآورد.
۷- كارآفرين فردي است كه شركتهاي جديدي را كه سبب ايجاد و رونق شغلهاي جديد ميشوند، شكلميدهند.
۸- رابرات لمب معتقد بود كه «كارآفريني يك نوع تصميمگيري اجتماعي است كهتوسط نوآوران اقتصادي انجام ميشود و نقش عمدة كارآفرينان را اجراي فرآيند گستردة ايجاد جوامع محلي، ملي و بينالمللي و يا دگرگون ساختن نمادهاي اجتماعي و اقتصادي ميدانست.
۹- ردليچ معتقد است كه كارآفرين در حالي كه مدير، سرپرست و هماهنگكنندهفعاليتهاي توليد است، برنامهريز، نوآور و تصميمگيرنده نهايي در يك شركت توليدي نيز ميباشد.
۱۰- چل و هاروث در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدهاند كهكارآفرينان افرادي هستند كه قابليت مشاهده و ارزيابي فرصتهاي تجاري، گردآوري منابع مورد نياز و دستيابيبه ارزيابي حاصل از آن را داشته و ميتوانند اقدامات صحيحي را براي رسيدن به موفقيت انجام دهند.
۱۱- ادي و الم معتقدند كه كارآفرين فردي است كه مايل و قادر بهمخاطرهپذيري است و در عين حال ابزار توليدي و اعتباري را در هم ميآميزد تا به سود يا اهداف ديگريهمچون قدرت و احترام اجتماعي دست يابد.
۱۲- تراپمان و مورنينگ استار در كتاب «نظامهايكارآفرينانه» در دهة ۱۹۹۰ مينويسند: كارآفرين يعني تركيب متفكر با مجري، كارآفرين فردي است كه فرصتارائه يك محصول، خدمات، روش و سياست جديد يا راه تفكري جديد براي يك مشكل قديمي را مييابد.كارآفرين فردي است كه ميخواهد تاثير انديشه محصول يا خدمات خود را بر نظام مشاهده كند.
۱۳- جفري تيمونز درخصوص كارآفريني مينويسد: «كارآفريني خلق و ايجاد بينشي ارزشمند از هيچ است. كارآفريني فرآيند ايجاد و دستيابي به فرصتها و دنبال كردن آنها بدون توجه بهمنابعي است كه در حال حاضر موجود است. كارآفريني شامل، خلق و توزيع ارزش و منافع بين افراد، گروهها،سازمانها و جامعه ميباشد.
۱۴- ديويد مك كران و اريك فلانيگان كارآفرينان را افرادينوآور، بافكري متمركز و به دنبال كسب توفيق و مايل به استفاده از ميانبرها ميدانند كه كمتر مطابق كتاب كارميكنند و در نظام اقتصادي، شركتهايي نوآور، سودآور و با رشدي سريع را ايجاد مينمايند.
۱۵- يکي ديگر از تعاريف کامل و جامع کارآفريني توسط شومپيتر ارائه شده است. وي در کتاب خود با عنوان "ئئوري توسعه اقتصادي" بين مفهوم واژه نوآوري و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوري را استفاده از خطرپذيري اختراع براي ايجاد يک محصول يا خدمت تجاري مي داند. به نظر وي نوآوري عامل اصلي ثروت و ايجاد تقاضاست. بنابراين کارآفرينان مديران يا مالکاني هستند که با راه اندازي يک واحد توليدي- تجاري از اختراع بهره برداري ميکنند(اسزيلاگي ، 1987).
با توجه به تعاريف ارائه شده در اين خصوص مي توان گفت کارآفرين کسي است که(خصوصيات کارآفرين):
l کار و شغل ايجاد کند.
l خوداشتغالي و ديگر اشتغالي ايجاد کند.
l ارزش افزوده ايجاد کند.
l محصولات يا خدمات جديد به وجود آورد.
l خلاقيت و نوآوري کاربردي دارد.
l با خطرپذيري، فعاليت هاي توليدي و اقتصادي انجام دهد.
l نيازها را شناسايي و آنها را برآورده سازد.
l فرصت ها را به دست آورد ها تبديل کند.
l منابع و امکانات را به سوي هدف هدايت کند.
l براي تقاضاهاي بالقوه محصول بيافريند (پيش بيني در عرضه و تقاضا).
l ايده خلاق را به ثروت تبديل کند.
منابع و ماخذ
۱- بهرامي ، عبدالعلي(۱۳۸۳) ، فرآيند برنامه ريزي توسعه روستايي ، مجموعه مقالات کنگره توسعه روستايي، چالش ها و چشم اندازها ، تهران ، موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، تهران ، صفحه ۱۶۰-۱۴۵.
۲- شاه حسيني ، علي (۱۳۸۳) ، کارآفريني ، آييژ ، تهران .
۳- عابدي، رحيم(۱۳۸۰) ، نقش کارآفرينان در تحول خلاق سازمانهاي اداري، مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اروميه، دوره اول، شماره ۱.
۴- موسوي، سيد محمود(۱۳۸۲) ، نقش کارآفريني در توسعه صنعتي و اقتصادي، مجله رهيافت، شماره ۲۹، « ص۲۵.
۵- هيات نويسندگان (۱۳۸۰) ، مقدمهاي بر كارآفريني، سيامك نطاق، سازمان ملي بهرهوري ايران.
6- Lordkipanidze , Maia & Brezet &Backman(2005),”The Entrepremeurship factor in sustainable tourism development “, J.Cleaner Production,13,pp.787-798.
7- Stevenson, H. H. and Jaarillo, J.C (1990) “A Paradigm of Entrepreneurship, Entrepreneurial Management”, Strategic Management Journal, 11, 17- 27.
8- Szilagy, A.D and Wallace, M.J. 1987, “Entrepreneurship”.
9- Internet , www.fao.org/DOCREP/W6882e/w6882e02.htm , Rural development through enterpreneurship,
10- Internet , www.taa.org.uk/southeast/Tractor.html , The role on enterprise development in the provision of rural infrastructure services in developing countries.
11- Internet, www.iadb.org/foromic/ IVforo/Espanol/ZevaldoLima.doc , Best practices in rural entrepereneurship.